انقدر حس بد دارم كه حتي با نوشتن اينجا هم خالي نميشم
هر لحظه زندگي شدم ي زنگ خطر برا اينكه دارم از ارزهام از هدفام دور ميشم
روحم شده مثل ي ادم قد كوتاه سياه كه ته ي چاه دراز و تاريك گير كرده هي تا نصفه مياد بالاو دوباره پرت ميشه پايين
خدايا اين انصاف نيست به خودت قسم نيست
برچسب: سياه دانه,سياه,سياه چاله,سياه سرفه,سياه قلم,سياهكل,سياه چشمون هايده,سياه دانه و عسل,سياه بازي,سياه و سفيد,
نویسنده: باربد فلاح